داستان ما

داستان ما از شب تولدش شروع شد.

همه‌چیز با یک اتاق زایمان، خانواده‌ای دور، و یک نیاز ساده شروع شد:

چطور می‌شود آدم‌هایی که دوستشان داریم، به اولین لحظه‌های کودک نزدیک بمانند — بدون اینکه زندگی او عمومی شود؟

  1. شب تولد
  2. اولین خبرها
  3. نگاه به عقب
  4. خاطره‌ها
  5. آینده

همه‌چیز از شب تولد هیرکانا شروع شد.

حوالی شب ۵ به ۶ آگوست ۲۰۲۶، دخترمان هیرکانا در راه بود. او ۶ آگوست، حوالی ساعت ۵، به دنیا آمد.

من و همسرم تنها بودیم. همهٔ خانوادهٔ ما در ایران بودند.

نمی‌توانستم همزمان پیش همسرم باشم و خبرها را لحظه‌به‌لحظه، جداگانه، برای همه بفرستم.

برای همین همان‌جا، در اتاق زایمان، فقط با گوشی موبایل، در کمتر از بیست دقیقه یک وب‌سایت وضعیت آنلاین تولد راه انداختم.

فضایی خصوصی تا آدم‌هایی که دوستشان داریم بتوانند خبرها را زنده دنبال کنند — بدون اینکه زندگی او عمومی شود.

این، اولین شکل ایده بود. نه قبل از آن. همان شب.

بعد فهمیدیم می‌شد زودتر هم شروع شود.

با نگاه به عقب، همان نیاز از دوران بارداری هم وجود داشت.

بعد از هر ویزیت، خانواده می‌خواستند بدانند:

  • حالش چطوره؟
  • دکتر چی گفت؟
  • کوچولو خوبه؟

همه از روی محبت می‌پرسیدند.

و گاهی لازم بود یک خبر را بارها تکرار کنیم.

چه می‌شد اگر همه‌ی آدم‌هایی که به آن‌ها اعتماد داریم، آخرین وضعیت را در یک فضای خصوصی می‌دیدند — حتی قبل از تولد؟

این فهم، ایده را بزرگ‌تر کرد.

بعد فهمیدیم موضوع فقط اشتراک‌گذاری نیست.

هرچه روزها می‌گذشت، یک فکر دیگر برایمان مهم‌تر می‌شد.

یک روز هیرکانا بزرگ می‌شود.

عکس‌هایی که امروز می‌گیریم، تبدیل به خاطره می‌شوند.

اما کودکی فقط عکس نیست.

  • داستان پشت یک عکس است.
  • کلمه‌ای که برای اولین بار اشتباه گفته شد.
  • صدای مادربزرگ یا پدربزرگ.
  • یک لالایی.
  • یا لحظه‌ای کوچک که آن روز کاملاً معمولی به نظر می‌رسید.

چه می‌شد اگر یک کودک روزی می‌توانست کودکی خودش را از نگاه آدم‌هایی ببیند که دوستش داشتند؟

این فکر همه‌چیز را تغییر داد.

Familiokid متولد شد.

آنچه در شب تولد با یک صفحهٔ وضعیت زنده شروع شد، دیگر فقط جایی برای اشتراک‌گذاری خبرها نبود.

کم‌کم تبدیل شد به یک فضای خصوصی خانوادگی برای نگه‌داشتن کودکی.

جایی که پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ، خواهر و برادر و آدم‌های مورد اعتماد خانواده بتوانند عکس‌ها، ویدیوها، داستان‌ها، صداها، نقاط عطف رشد و خاطرات کوچک را کنار هم نگه دارند.

  • نه برای فالوور.
  • نه برای لایک.
  • نه برای اینترنت عمومی.
  • برای کودک.
  • برای خانواده.
  • برای آینده.

چیزی که به آن باور داریم.

کودکی به تماشاچی نیاز ندارد.به آدم‌هایی نیاز دارد که اهمیت می‌دهند.

ما باور داریم خانواده‌ها باید بتوانند با وجود فاصله‌ی شهرها، کشورها و نسل‌ها به هم نزدیک بمانند، در حالی که کودک همچنان فضای خصوصی خودش را برای رشد داشته باشد.

و باور داریم گاهی کوچک‌ترین لحظه‌ها، همان‌هایی هستند که بیشتر از همه ارزش نگه‌داشتن دارند.

از دل داستان خانواده‌ی خودمان.

Familiokid با دخترمان، هیرکانا، شروع شد — در شب تولدش.

ما در حال ساختن همان فضایی هستیم که همان شب برای خانواده‌مان آرزو داشتیم، و برای سال‌های بعد.

یک فضای خصوصی برای کودکی.

از اولین ساعت‌ها تا سال‌های رشد.

فضای خانواده‌ات را بسازببین چطور کار می‌کند